راهنمای کامل تجربه ی کاربری(UX) – قسمت اول

سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۷ توسط فاطمه بهاروند

راهنمای کامل تجربه ی کاربری در چندین مقاله منتشر شده است و ارائه دهنده ی راهکارهایی است که به شما کمک می کند تا در مورد تجربه ی کاربری اطلاعات بیشتری کسب کنید. این مقاله اولین مقاله در این سری است.

همه ی ما در زندگی روزمره ی خود تجربیاتی خوب و بد در مورد استفاده از محصولات داریم. پس بگذارید چند لحظه به عواملی که سبب تجربه ی خوب و بد می شوند فکر کنیم.

زمانی که ما به یک تجربه ی خوب فکر می کنیم از چه کلماتی برای توصیف آن استفاده می کنیم؟

ما ممکن است بگوییم این محصول مفید است و به ما کمک می کند تا امور خود را حل و فصل کنیم. احتمال دارد در مورد سهولت یادگیری یا به کارگیری آسان صحبت کنیم. قابلیت دسترسی بالا و بهره مندی از برنامه بر روی دستگاه مورد علاقه مثل موبایل، تبلت، دسکتاپ یا حتی ساعت از جمله مواردی است که خواهان آن هستیم. شاید جذاب یا خوشایند باشه که با نگاه کردن به دستگاه بتوانید با برنامه ارتباط و تعامل داشته باشید، حتی ممکن است در بعضی موارد تعامل با آن سرگرم کننده باشد یا اینکه به ما در برقراری ارتباط با دیگران یا با سازمان هایی که ارائه دهنده ی خدمات یا محصولات هستند کمک کند.

و در نتیجه یک تجربه ی کاربری خوب و رضایت بخش است.

اما در مورد یک تجربه ی بد چطور؟

خب ممکن است اینگونه فکر کنیم که تجربه ی بد استرس آور است، زمانی که ما برای انجام یک کار خاص نمی دانیم به چه صورتی باید از سیستم استفاده کنیم، مطمئن نیستیم از چه راهی باید امور خود را انجام دهیم یا چطور از ویژگی های مختلف موجود بهره ببریم. نگاه کردن به محصولی که بدنما و بد منظر است ولی به درستی کار می کند حس ناخوشایندی را به انسان منتقل می کند. به عبارت دیگر لذت بخش نیست و سبب آشفتگی می شود. ممکن است ما را مجبور به استفاده از ویژگی هایی کند که کمک حال نبوده و در انجام امور موثر نیستند و در نتیجه ی این امر ناکارآمدی محصول است.

می تواند از جمله مواردی باشد که برای انجام فرآیندها زمان زیادی صرف می کند و کسالت آور باشد. همچنین شاید از برنامه هایی باشد که سیستم ما را وادار به دادن دوباره ی اطلاعاتی کند که چندی پیش آن را وارد نموده ایم. بعضی از سیستم ها حتی می توانند تاسف بار باشند.

آن ها ما را مجبور به اعمالی می کنند که در خلال انجام آن از دانش، مهارت و توانایی انسان هیچ استفاده ای نمی شود. بعضی از سیستم ها با جلوگیری از انجام کاری که مدنظر ما است احساس ناخوشایندی را منتقل می کنند. آن ها ما را وادار می کنند که کارهای خود را به طریقی که خواست سیستم است انجام دهیم. احساس نارضایتی بیشتری نسبت به زمانی که تازه کار با سیستم را شروع کرده ایم داریم.

و در نتیجه داشتن تجربه ی کاربری بد ناامید کننده است.

خب ، چرا مهم است؟

درست است که ما همه دوست داریم تجارب خوبی داشته باشیم و به عنوان طراحان محصولات خواهان ارائه ی تجارب عالی باشیم. اما موضوع فراتر از این بحث ها است. زمانی که شما برنامه ای را طراحی می کنید در تلاشید تا مشکلات کاربران خود را برطرف نمایید اما در عین حال کوشش می کنید تا اهداف اصلی طراحی سیستم را نیز به کار گیرید. این اهداف می توانند علت بازدید صفحه ی وب سایت شما، خرید محصولات یا استفاده از خدمات شما برای خرید محصولات دیگر باشند.

زمانی که به کاربران کمک می کنید تا به اهدافشان برسند مهم است که تجارب کاربری موفق را نیز در نظر بگیرید به گونه ای که به اهداف محصول خود نیز دست یابید. علاوه بر این اگر تجارب کاربری موفقی داشته باشید آن ها به استفاده ی مجدد از محصول شما ترغیب می شوند. همچنین بیشتر احتمال دارد محصول شما را به دیگران پیشنهاد دهند و این امر تبدیل به یک چرخه ی سودمند می شود، به گونه ای که نه تنها آن ها به استفاده ی مجدد از سیستم می پردازند و امور خود را انجام می دهند بلکه افراد دیگری نیز به استفاده از آن روی می آورند.

بیاید چند مثال را بررسی کنیم، برای نمونه آمازون را در نظر بگیرید، خرده فروش بزرگ آنلاین که تقریبا هر چیزی را در هر جایی فروخته است.

چرا برای آمازون مهم است که کاربران در هنگام بازدید از سایت حس و تجربه ی خوبی داشته باشند؟

خب در ابتدا پاسخ کاملا واضح است. هدف آن ها خرید شما از آمازون است و اگر شما نتوانید کالای مورد نظر خود را بخرید آن ها به عنوان یک شرکت موفق نخواهند بود. آن ها همچنین خواهان رضایت شما پس از دریافت کالا هستند و در طلب آنند که شما تجربه ی خوبی داشته باشید، نه فقط در حین خرید بلکه حتی پس از آن زمانی که شما کالای  خود را دریافت می کنید.

آن ها می خواهند از کافی بودن اطلاعات شما برای گرفتن کالای متناسب اطمینان حاصل کنند و بدین منظور پیشنهادات، بررسی ها، اطلاعات محصول و مواردی از این قبیل را به شما نشان می دهند.

اگر شما از خرید خود رضایت داشته باشید و تجربه ی خوبی در این زمینه داشته باشید در آینده راغب به تکرار آن و حتی خریدی بیش از پیش خواهید بود. همچنین زمانی که دیگران نیاز به خرید چیزی دارند آمازون را به آن ها پیشنهاد می دهید.

بیایید یک مثال دیگر را در اینجا بررسی کنیم.

اجازه دهید فرض کنیم این کالا یک گلوکومتر دیجیتال باشد. گلوکومتر دستگاهی است که با آن سطح گلوکز خون انسان را اندازه گیری می کنند و برای مراقبت و چک کردن سلامتی مهم است. این دستگاه کمک می کند تا مواردی که برای خوردن مناسب است تعیین کنند، چه میزان دوز انسولینی را برای به تعادل رساندن قندخون خود باید دریافت کنند و غیره... .

 پس چرا برای تولیدکنندگان این محصول داشتن یک تجربه ی کاربری خوب برای کاربران حائز اهمیت است؟

خوب یک هدف مهم در یک دستگاه نظیر این که به منظور بهبود سلامت کاربر استفاده می شود حصول اطمینان از دریافت صحیح وضعیت سلامتی توسط کاربران است که این موضوع می تواند سبب تصمیمات صحیح در زمینه ی سلامتی آن ها در زندگیشان شود. البته خیلی مهم است که اطمینان داشته باشید محصولاتی از این قبیل ضرری برای کاربر ندارند. بنابراین در کنار ایمنی که در آن دیگر ملاحظات طراحی ممکن است با یکدیگر در تنش باشند، مهم است که علاوه بر متقاعد کردن کاربران در زمینه ی دریافت تجربه ی کاربری خوب از این محصول به ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و بیمه گران نیز در مورد ایمنی این دستگاه اطمینان دهیم.

آن ها همچنین باید به کاربران بگویند که این دستگاه سبب دریافت نتیجه ی بهتر در سلامتی افرادی که به این دستگاه نیاز دارند می شود، در این محصولات اگر کاربران تجربه ی کاربری مثبتی داشته باشند احتمال این که آن را به کسانی که نیاز مشابه دارند توصیه کنند بیشتر است.

زمانی که ما در مورد تجربه ی کاربر صحبت می کنیم در واقع منظور تجربه ی افراد زمانی است که در تعامل کامل با محصول هستند. البته این به معنای استفاده از محصول است اما می تواند معنی دیگری نظیر انتخاب محصول از میان هزاران محصول دیگر که ممکن است در آنجا وجود داشته باشد نیز هست، خرید محصول به معنای چگونگی انتخاب محصول و رسیدن آن به دست مشتری است پس آن ها می توانند از محصول استفاده کنند یا اینکه از طریق وب سایت به آن دسترسی داشته باشند یا آن را دانلود نمایند یا آن را از فروشگاه خریداری نمایند.

همچنین شامل تجربه ی یادگیری استفاده از محصول از همان زمان دریافت تا سودبخشی حقیقی و تجربه ی مثبت و موفق با آن است.

تجربه ی کاربر شامل اصلاح محصول نیز می شود. محصول مورد نظر سالم است و به درستی کار می کند اما شاید کسی چگونگی کار با آن را نداند یا ممکن است محصول شکسته باشد. این موارد نیاز به اصلاح دارند.

تجربه ی کاربر ارتقاء محصول را نیز در بر می گیرد. خرید محصول دیگر یا استفاده از نسخه ی جدید محصول و غیره... است. این موضوع شامل بسیاری از مسائل دیگر نیز می شود و در اینجا تنها مثال های اندکی آورده شده است.

سوال مهم: چرا تجربه ی کاربر سخت است؟

ما می دانیم که تجربه ی خوب کاربر به چه صورت باید باشد و می دانیم از چه مسائلی باید دوری کنیم اما چرا این کار همیشه آسان نیست؟

یکی از دلایل سختی آن این است که شما طراح کاربر نیستید. حتی اگر شما کاربر بالقوه ی این محصول به شمار آیید، شما نماینده ی تمام کاربران نیستید و این خیلی مهم است که بیرون بروید و درک کنید که کاربران به چه چیزی نیاز دارند و چه کاری انجام می دهند تا بتوانید به طور موثر و کارا برای آن ها طراحی کنید.

یکی دیگر از دلایلی که UX سخت به نظر می رسد این است که اکثرا در UX با نرم افزار در ارتباط هستیم. ما با سیستم های تعاملی مبتنی بر کامپیوتر کار می کنیم و تفکر کامپیوتر ها با آنچه مردم انجام می دهند تفاوت دارد. بنابراین تفسیر آنچه که کار می کند، آنچه برای برنامه نویسان کامپیوتر آسان است و آنچه که برای کامپیوتر ها آسان است و همچنین آنچه که برای کاربران مفید است، بخش اعظمی از اموری را که ما در UX انجام می دهیم در بر می گیرد.

ما اغلب اولین بار اشتباه می کنیم و باید راه های زیادی را طی کنیم تا آن را درست کنیم. محصولاتی که ما طراحی می کنیم معمولا نسبتا پیچیده هستند چرا که آن ها بر پایه ی نرم افزارند و افزودن ویژگی های جدید به آن ها کار ساده ای است.

بنابراین کمک به تمرکز بر روی تجربه ی کاربر و آنچه که کاربران واقعا نیاز دارند بخش مهمی است و گاهی می تواند بسیار پیچیده باشد خصوصا هنگامی که سیستم بزرگتر و پیچیده تر است. خوشبختانه در تجربه ی کاربر ما تکنیک هایی داریم که می دانیم به ایجاد تجربه ی کاربری آسان کمک می کند.

 در ابتدا ما یک فرآیند نمونه سازی تکراری را دنبال می کنیم.

به جای تلاش برای انجام درست و کامل هر چیز ما تلاش می کنیم با استفاده از تکنیک ها با شکست رو به رو شویم و اشتباهات خود را ببینیم و از آن ها درس بگیریم.

ما این کار را با استفاده از روش های تحقیق و طراحی انجام می دهیم. ما مجموعه ی کاملی از این روش ها داریم که می دانیم کمک خواهند کرد تا طراحی را در مسیر ادامه دهیم و اطمینان حاصل کنیم که در نهایت شامل یک تجربه ی کاربری خوب خواهند بود. این روش کمک می کند تا کمی در مورد رفتار انسان اطلاعات کسب کنید.

شما به مدرک روانشناسی برای طراحی تجربه ی کاربری خوب نیاز ندارید اما اگر در مورد چگونگی کار مردم و چگونگی کمک به آن ها در انجام وظایفشان مطلع باشید مثمر ثمر خواهد بود. در نهایت، ما همه این کارها را انجام میدهیم تا بتوانیم احساس متعارفی را اعمال کنیم.

با دنبال کردن یک فرآیند نمونه سازی تکراری که کاربر محور است و طراحی روش ها و اطلاع در مورد رفتار انسان، در موقعیت بسیار خوبی برای استفاده از حس مشترک و متعارف برای تصمیم گیری های خوب در هنگام طراحی سیستم ها قرار می گیریم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرآیند مذکور قسمت بعدی را که به زودی منتشر می شود مطالعه کنید...


کلیدواژه: تجربه ی کاربری UX User Experience

منابع: uxplanet.org

ارسال دیدگاه:
برای ارسال دیگاه باید به سیستم وارد شوید و یا ثبت نام کنید. ثبت نام چند لحظه بیشتر زمان شما را نمیگیرد.